فرشته بارانی
دلتنگی

همچون شب پره ای به شوق یافتن روزنی روشن خودرا به دیوارهای بهم پیوسته اندیشه می کوبم تا مگر رهایی یابم از این هجوم تنهایی

هرصبح که بیدار میشوم تلاش می کنم که نقابم را بردارم اما آنقدر آن صورتک شاد را بر چهره ام دیده ام که هراسان به دنبالش می روم همه نقابم را دوست دارند آن چیزی که نیستم وچه قدر آزار دهنده است هر روز بازیگر باشی



| *| نوشته شده در یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ و ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط معصومه افسری | نظرات ()


maasoumehafsari

maasoumehafsari

http://maasoumehafsari.persianblog.ir

فرشته بارانی

فرشته بارانی

فرشته بارانی

شعر وادبیات( دلنوشته ها)

فرشته بارانی

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog