فرشته بارانی
عطر زنانه

مردی که سرخوش بزمی شبانه بود 

لبریز مستی عطری زنانه بود

(شهلای من)شب باران تلوخوران

می رفت و ورد لبش این ترانه بود

نه !عشق فاصله ها را که پرنکرد

این حرف تازه ی داس و جوانه بود

با توگناه به مرز جنون رسید

اما حضور خدا مومنانه بود

تنها تو مال منی می رسم به تو

فکرم ولی چه قدر کودکانه بود



| *| نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ و ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط معصومه افسری | نظرات ()


maasoumehafsari

maasoumehafsari

http://maasoumehafsari.persianblog.ir

فرشته بارانی

فرشته بارانی

فرشته بارانی

شعر وادبیات( دلنوشته ها)

فرشته بارانی

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog