غزل

عاشقت شد دیده در رویا لباسِِ تور ؛را            شاعرش کردی زن دیوانه ی مغرور را

حلقه ی مویت که دامی ازاناالحق میشود      داربردوشش به مسلخ میکشی منصور را

از رباعی های آبرویت به خیامم بگو               باز کن دروازه ی تسخیر نیشابور را

طیف رنگارنگ چشمانت قیامت می کند         تا به بازی می کشانی تابش   منشور را

با لبان آتشینت می بری زیر سوال                 مستی صدها خم صدساله ی انگور را

قرص ماه صورتت خورشیدبی همتای من        می برد از رو دوباره ماهتاب و نور را

مثل اسپندی که آتش دیده در تاب و تبم         دور خواهم کرد ازتو چشمهای شور را

ببخشید که خیلی دیر به روزم کردم



/ 7 نظر / 20 بازدید
م. صبوری

سلام ممنون از قدم رنجه تون و نظراتتون لینکتون کردم ولی گفتین مصراع دوم رباعی اول باید کسره بذارم؟!! خب کسره نداره که! کجاشو میگین؟؟!

پلیوار

به روزم با دور دوم مذاکرات دعوتید

لیلی

سلام.وب خیلی خوبی داری و ممنون به من سر زدی.عزیزم در مورد ایینه اولا که قابل شما رو نداره.این ایینه سایزش هست 50*50.و قیمتش 60 تومان است.من اسمش رو گذاشتم حوض خانه پدری.[رویا] این کارها دست ساز خودم هستن و هر مدل و طرحی که مد نظرتون باشه و قابل اجرا پذیرفته میشه. موفق باشی گلم.[گل]

م. صبوری

سلام "قرن" چه کسره داشته باشه چه نداشته باشه وزنش یه جوره. با غزلی قدیمی به روزم و البته خبری خوش منتظرتونم

مهدی آخرتی

قرص آخرین چیزی بود که خورد برای آرش: . . . به روزم با شعر و صدای خودم این وبلاگ را هفته ای چند بار به روز ببینید

هنرمند

در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. [گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام استاد ارجمند همواره منتظر حضور سبز و گرم شما هستم [گل][لبخند]